نویسنده :
lili - ساعت ۱٢:٢٧ ب.ظ روز جمعه ٦ شهریور ،۱۳۸۸
نویسنده :
lili - ساعت ۳:۳٩ ب.ظ روز جمعه ٢۳ امرداد ،۱۳۸۸
چهار چیز است که نمیتوان آنها را بازگرداند:
سنگ ... پس از رها کردن!
حرف ... پس از گفتن!
موقعیت... پس از پایان یافتن!
و زمان ... پس از گذشتن!
نویسنده :
lili - ساعت ٤:٠۱ ب.ظ روز پنجشنبه ۱٤ خرداد ،۱۳۸۸
وقتی خدا بخواهد برای شما هدیه ای بفرستد آن را در مشکلی می پیچد هرچه مشکل بزرگتر باشد، هدیه هم بزرگتر"

نویسنده :
lili - ساعت ۳:٤٥ ب.ظ روز شنبه ۸ فروردین ،۱۳۸۸
می دونی چرا وقتی بزرگ میشی میگن باید با خودکار بنویسی ؟
چون بفهمی که هر اشتباهی رو نمیشه پاک کرد.
سال گاو خوبی داشته باشید
نویسنده :
lili - ساعت ٤:٢۸ ب.ظ روز چهارشنبه ٢٥ دی ،۱۳۸٧
آنگاه که غرور کسی را له میکنی
آنگاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی
آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری
آنگاه که حتی گوشت را می بندی تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی
آنگاه که خدا را می بینی و بنده خدا را نادیده می گیری
می خواهم بدانم دستانت را بسوی کدام آسمان دراز می کنی تا برای خوشبختی
خودت دعا کنی؟
و بسوی کدام قبله نماز می گذاری که دیگران نگزارده اند؟
نویسنده :
lili - ساعت ٥:٠٦ ب.ظ روز جمعه ۱٩ مهر ،۱۳۸٧
دنیا مانند پژواک اعمال و خواستهای ماست. اگر به جهان بگویی: ”سهم منو بده...“ دنیا مانند پژواکی که از کوه برمی گردد، به تو خواهد گفت: ”سهم منو بده....“ و تو در کشمکش با دنیا دچار جنگ اعصاب می شوی.
اما اگر به دنیا بگویی: ”چه خدمتی برایتان انجام دهم؟...“ دنیا هم بتو خواهد گفت: ”چه خدمتی برایتان انجام دهم؟...“!!
دکتر وین دایر

نویسنده :
lili - ساعت ۱:٢٤ ب.ظ روز یکشنبه ٢٤ شهریور ،۱۳۸٧
سلام به همه دوستای خوبم که تو این مدت مرتب جویای حالم بودید
واقعاً این اعتیادم عجب بلاییه مردم از بی اینترنتی 
اگر نمی توانی بلوطی بر فراز تپه ای باشی
بوته ای در دامنه ای باش
ولی بهتربن بونه ای باش که در کناره راه می روید
اگر نمی توانی درخت باشی ، بوته باش
اگر نمی توانی بوته ای باشی ، علف کوچکی باش
و چشم انداز کنار شاه راهی را شادمانه تر کن
اگر نمی توانی نهنگ باشی ، فقط یک ماهی کو.چک باش
ولی بازیگوش ترین ماهی دریاچه !
همه ما را که ناخدا نمی کنند، ملوان هم می توان بود
در این دنیا برای همه ما کاری هست
کارهای بزرگ و کارهای کمی کوچکتر
و آنچه که وظیفه ماست ، چندان دور از دسترس نیست
اگر نمی توانی شاه راه باشی ، کوره راه باش
اگر نمی توانی خورشید باشی ، ستاره باش
با بردن و باختن اندازه ات نمی گیرند
هر آنچه که هستی بهترینش باش!
داگلاس مالوچ
نویسنده :
lili - ساعت ٢:٠٧ ب.ظ روز چهارشنبه ٢٩ خرداد ،۱۳۸٧
به دریا شکوه بردم از شب دشت،
وز این عمری که تلخ تلخ بگذشت،
به هر موجی که می گفتم غم خویش؛
سری میزد به سنگ و باز می گشت
نویسنده :
lili - ساعت ۱۱:٥٦ ق.ظ روز چهارشنبه ٢٢ خرداد ،۱۳۸٧




به گزارش روزنامه های ایران یکی از بزرگترین شرکت های دولتی در ایران به کارمندان غیرمتاهل خود گفته است اگر می خواهند اخراج نشوند باید تا پایان شهریور ماه ازدواج کنند.
شرکت منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس هزاران نفر، اغلب مردان جوان، را در سواحل خلیج فارس در استخدام خود دارد.
بنابه گزارش ها این شرکت می گوید که از پایان شهریور ماه به بعد تاهل جزو الزامات اشتغال در این شرکت خواهد بود.
خبرنگاران می گویند که به نظر می رسد این حکم تلاشی برای کاهش شمار روسپیانی باشد که در این منطقه کار می کنند.
این شرکت شبکه بزرگی از تاسیسات گاز و پتروشیمی ایران را در اطراف شهر بندری عسلویه کنترل می کند.
به گزارش روزنامه اعتماد این دستور می گوید که علیرغم درخواست ها "برخی از همکاران ما تعهد خود را عملی نکرده و هنوز مجرد هستند."
در ادامه این دستور آمده است: "از آنجا که تاهل یکی از الزامات اشتغال است، ما برای آخرین اعلام می کنیم که همه همکاران زن و مرد تا پایان شهریور مهلت دارند این وظیفه مهم دینی-اخلاقی را به جا آورند."
فرماندار استان خراسان شمالی نیز اخیرا در حکمی اعلام کرد که تنها افراد ازدواج کرده برای پست های رسمی در این منطقه استخدام خواهند شد.
نویسنده :
lili - ساعت ۱٠:۳۳ ق.ظ روز یکشنبه ۱٢ خرداد ،۱۳۸٧
بلبل را ببین که حتی در قفس هم میخواند.
پروانه را ببین که حتی با وجود کوتاهی عمر، از پرواز دست نمیکشد.
زرافه را ببین که هرگز گردنکشی نمیکند.
کرم را ببین که بیدست و پا بودنش، او را از حرکت باز نداشته.
عقاب را ببین که چگونه چشمانش را به هدفش دوخته است.
سگ را ببین که تو نجس میخوانیَش اما او به تو وفادار مانده.
گوسفند را ببین که چگونه قربانی خوشیها و ناخوشیهای توست.
زنبور را ببین که چگونه از گل شهد برمیآورد و از دشمن دمار.
لاکپشت را ببین که چگونه شجاعانه به جای لاک دیگران در لاک خود پنهان شده.
پشه را ببین که چگونه غرور و عظمت تو را در هم میشکند و خشم نهفتهات را بیرون میریزد.
ماهی را ببین که چگونه سودای کرمی کوچک او را به دام میاندازد.
اسب را ببین که چگونه از روی نجابت به ولی نعمت خود خدمت میکند.
و
کرکس را نبین که پیوسته در انتظار مرگ دیگران است.
طوطی را نبین چرا که بیاندیشه هر گفتهای را تکرار میکند.
کفتار را نبین چرا که خفت ریزهخواری میکشد.
ملخ را نبین چرا که تاراجگر زحمات دیگران است.
عنکبوت را نبین چرا که تنها به فکر بنای خانۀ خود است.
عقرب را نبین چرا که در دشواریها به جای حل مسئله، حلال مسئله را میکشد.
و پرندگان را ببین که چگونه به هنگام آشامیدن، نظری نیز به آسمان دارند.